کتاب وقتی زمین دروغ میگوید اثر سعید تشکری، انتشارات نیستان

کتاب وقتی زمین دروغ میگوید اثر سعید تشکری، انتشارات نیستان
ناشر : نیستان

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
210تعداد صفحه
نوشتن برای من بهسان تکهتکه کردن جهان شناور و ادبی است؛ جهانی که میتوان از منظر دراماتیک، چه در قالب نمایشنامه و چه در قالب رمان و داستان، بدان نگریست. من با نوشتن، برای خود پرچینی شهودی میسازم؛ پرچینی که در آن آدمها به گونهای دیگر دنیا را نگاه میکنند. جهان داستانی و دراماتیک من، بهویژه در این سالها، شبیه بیداری از شبی چهلساله است؛ بیداری تلخ و در عین حال امیدبخش. مجموعهی چهار نمایشنامهی «ترلوژی وقتی زمین دروغ میگوید» یکی از ثمرههای این مسیر است، اما این تنها محصول این پرچین خیالانگیز نیست.
تئاتر شقاوت، که ریشه در بنمایهی انسان شهودگرا دارد، با اثری چون «دیسی سیب ترش» جلوهای دیگر یافته است. در روزگار کنونی، زبان تازهای برای بیان این شهود ضروری است؛ زبانی که از منظر دیدگاه انسان دینی بتواند از دل این شقاوت و دشواری، راهی به سوی دریای نجات بگشاید. در ساختار زبانی و ریختشناسی این چهار اثر، کوشیدهام پاسخی به نیازی در قلمرو ادبیات دراماتیک بدهم؛ نیازی که در لحن، کنش و کشش نمایشی باید صورتی دیگرگون تجربه شود.
روایت من روایتی تراژیک، آکنده از اضداد و بازتابدهندهی حال و روزگار این زمانه است؛ زمانهای که خواه در بوسنی و حلبچه باشد، خواه در غزه و نینوا، یا در مشهد، کاشان، و حتی در گوشهای گمنام از یک گالری ایرانی در خراسان. میان زبان عتیق و زبان معاصر پلی زدهام تا نشان دهم شهود ادبی، همچون ادبیات آرمانخواه، جستجوی خود را در پرچینی از تفکر نویسنده بهدست میآورد؛ جستجویی که نهایتاً به رستگاری در دریای هستی خداوند میانجامد.
حتی اگر رود خرَشانِ حقیقت، تنها به نهری باریک و نازکتر از مویی از آن رود عظیم فروکاسته باشد، باز با هم پرچینهای بیشماری ساختهایم. شاید این پرچینها همان دامون روزگار ما باشند؛ همان سایهروشنی که از آن عبور میکنیم. دل من اما همواره از خزان میلرزد، چرا که زادهی تابستانم.
نوشتن برای من بهسان تکهتکه کردن جهان شناور و ادبی است؛ جهانی که میتوان از منظر دراماتیک، چه در قالب نمایشنامه و چه در قالب رمان و داستان، بدان نگریست. من با نوشتن، برای خود پرچینی شهودی میسازم؛ پرچینی که در آن آدمها به گونهای دیگر دنیا را نگاه میکنند. جهان داستانی و دراماتیک من، بهویژه در این سالها، شبیه بیداری از شبی چهلساله است؛ بیداری تلخ و در عین حال امیدبخش. مجموعهی چهار نمایشنامهی «ترلوژی وقتی زمین دروغ میگوید» یکی از ثمرههای این مسیر است، اما این تنها محصول این پرچین خیالانگیز نیست.
تئاتر شقاوت، که ریشه در بنمایهی انسان شهودگرا دارد، با اثری چون «دیسی سیب ترش» جلوهای دیگر یافته است. در روزگار کنونی، زبان تازهای برای بیان این شهود ضروری است؛ زبانی که از منظر دیدگاه انسان دینی بتواند از دل این شقاوت و دشواری، راهی به سوی دریای نجات بگشاید. در ساختار زبانی و ریختشناسی این چهار اثر، کوشیدهام پاسخی به نیازی در قلمرو ادبیات دراماتیک بدهم؛ نیازی که در لحن، کنش و کشش نمایشی باید صورتی دیگرگون تجربه شود.
روایت من روایتی تراژیک، آکنده از اضداد و بازتابدهندهی حال و روزگار این زمانه است؛ زمانهای که خواه در بوسنی و حلبچه باشد، خواه در غزه و نینوا، یا در مشهد، کاشان، و حتی در گوشهای گمنام از یک گالری ایرانی در خراسان. میان زبان عتیق و زبان معاصر پلی زدهام تا نشان دهم شهود ادبی، همچون ادبیات آرمانخواه، جستجوی خود را در پرچینی از تفکر نویسنده بهدست میآورد؛ جستجویی که نهایتاً به رستگاری در دریای هستی خداوند میانجامد.
حتی اگر رود خرَشانِ حقیقت، تنها به نهری باریک و نازکتر از مویی از آن رود عظیم فروکاسته باشد، باز با هم پرچینهای بیشماری ساختهایم. شاید این پرچینها همان دامون روزگار ما باشند؛ همان سایهروشنی که از آن عبور میکنیم. دل من اما همواره از خزان میلرزد، چرا که زادهی تابستانم.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب وقتی زمین دروغ میگوید اثر سعید تشکری، انتشارات نیستان
