ویلیام اینگ
ویلیام اینگ
ویلیام موتِر اینج نمایشنامهنویس و فیلمنامهنویس آمریکایی در سوم ماه مه 1913 در ایندیپِندنس واقع در ایالت کانزاس به دنیا آمد. او کار تئاتر را از همان ابتدا و با شرکت در گروههای تئاتری مدرسه و کلاسهای تابستانی آغاز کرد. او تحصیلاتش را در دانشگاه کانزاس و کالج ایالتی آیووا دنبال نمود و در سال 1937 فارغالتحصیل شد. در طی سالهای 1937 تا 1943 به شغل آموزگاری پرداخت. مدتی به نوشتن نقد تئاتر و فیلم روی آورد و از سال 1946 تا 1949 در دانشگاه واشینگتن مدرس ادبیات انگلیسی بود. او نمایشنامهنویسی را از سال 1947 به صورت جدی دنبال نمود. شهرت اینج بیشتر به لحاظ نگارش نمایشنامهها و فیلمنامههایی است که با نگاهی واقعگرا همراه با مفاهیم فرعی تمثیلی، مسائل خانوادگی و عاطفی انسانها به رشته تحریر درآمدهاند. علیرغم انتقاد برخی از منتقدین از آثار او، گروه بسیاری از آنها اینج را به عنوان یکی از بهترین، حساسترین و باهوشترین نمایشنامهنویسان معاصر آمریکایی میشناسند.هنگامی که در سال 1950 تئاتر گیلد نمایشنامه جذاب «سبای کوچک، بازگرد» را برای تماشاگرانِ برادوِی به روی صحنه آورد، ویلیام اینج حکمرانی خود را به عنوان یکی از برجستهترین نمایشنامهنویسان آمریکا آغاز کرد.در سال 1953 او این موفقیت را دوباره با نمایشنامه «پیکنیک» تکرار کرد، نمایشنامهای که دو جایزه مهم «پولیتزر» و «مجمع منتقدان تئاتر نیویورک» را برای او به ارمغان آورد. در شب ادر 1955 ویلیام اینج با نمایشنامه «ایستگاه اتوبوس» حلقهای دیگر به زنجیرة موفقیتهایش افزود، و دو سال بعد «تاریکی در بالای راهپله» ـ بازنویسی مجددی از اولین اثر نمایشی خود، «فراتر از بهشت» که خانم مارگو جونز در سال 1947 در تئاتر شهر دالاس آن را اجرا کرده بود. ـ به عنوان پژوهشی عمیقاً دردناک و تأثربرانگیز در مورد روابط خانوادگی، مورد استقبال رسانهها و عموم مردم قرار گرفت. اگرچه کار بعدی وی نوعی خودنگاری محسوب میشد، اما محل وقوع نمایش را از کانزاس ـ جایی که او در سال 1913 در آن متولد شده بود ـ به اوکلاهاما منتقل نمود. ویلیام اینج به عنوان یکی از نمایشنامهنویسان بسیار باهوش و حساس سالهای میانی قرن بیستم، همگام با دیگران، با درکی درست و با ابداع و خلق آثاری چون «دوران درخشان سنت لوییس» برای تماشاگران صحنه و بینندگان تلویزیونی و «شکوه علفزار» برای مخاطبان سینما که جایزه اسکار را از آن خود ساخت، تسلط خود را در این زمینه نیز آشکار نمود. علاوه بر آثار یادشده، از دیگر آثار صحنهای او میتوان به «مردم در باد»، «پژمردن گلهای سرخ»، «باس رایلی به شهر بازمیگردد»، «عشق طبیعی» و «پدر کجاست؟» اشاره کرد.اینج افزون بر آثار بلند خود، چندین نمایشنامه کوتاه نیز نگاشتهاست که از آن میان میتوان «تماس»، «برای بوبو لینک، به خاطر روحش»، «انهدام» و «پسری در زیرزمین» را نام برد. همچنین بسیاری از آثار او به فیلم درآمده و مورد استقبال عمومی نیز واقع شدند.ویلیام اینج با خلق آثاری انسانی و تلاش در جهت کشف پیچیدگیهای روانِ بشری، نام خود را در ادبیات نمایشی جهان جاودان ساخت و بالاخره در سال 1973 و در سن شصت سالگی چشم از جهان فروبست.