کتاب میشائیل کلهاس اثر هاینریش فون کلایست، ترجمه محمود حدادی، انتشارات ماهی
و سه داستان دیگر

کتاب میشائیل کلهاس اثر هاینریش فون کلایست، ترجمه محمود حدادی، انتشارات ماهی
و سه داستان دیگر
ناشر : ماهی

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۲سال انتشار شمسی
184تعداد صفحه
شاهکار درخشان ادبیات آلمانی با نام «میشاییل کولهاس» داستانی است از ظلم، عدالت و مبارزه بیوقفه. در این روایت تأثیرگذار، به مایکل کولهاس ستمی بزرگ روا میشود؛ بهترین اسبهای او به ناحق مصادره شده و به بدترین شکل با آنها رفتار میگردد. اما این آغاز رنجهای اوست؛ خدمتکارانش مورد ضرب و جرح قرار میگیرند، همسرش جان خود را از دست میدهد و شکایتهای پیگیریشدهاش یکی پس از دیگری متوقف میشوند. با وجود همه این ناملایمات، کولهاس مصمم است که به هر هزینهای عدالت را به دست آورد. او با پایداری و سرسختی در برابر دستگاه سرد و پیچیده بوروکراسی امپراتوری میایستد و به نمادی رامنشدنی از مقاومت در برابر ظلم و بیعدالتی تبدیل میشود؛ شخصیتی که خواننده را از نخستین صفحه تا پایان همراه خود میکشد.
این رمان کوتاه که نخستینبار در سال ۱۸۱۰ به زبان آلمانی منتشر شد، اکنون در ترجمهای تازه و درخشان از مایکل هافمن، مترجم نامدار و برنده جوایز معتبر، در دسترس خوانندگان قرار گرفته است. مجموعهای که این کتاب در آن گنجانده شده است شامل سه داستان دیگر با عناوین «گندهپیر لوکارنو»، «زلزله در شیلی» و «مارکوئیز فون اُ» نیز میشود.
خالق این اثر، هاینریش فون کلایست، فرزند یکی از خانوادههای اشرافی نظامی ایالت براندنبورگ بود. او جوانی بود با چهرهای کودکانه و رفتاری نامتعارف که چندان خوشایند نمینمود؛ شخصیتی افسردهخو، عبوس و کمحرف که ناتوانیهای زبانیاش گفتوگوهای آزاد را برایش دشوار میکرد. همین نقص در بیان، حتی زمانی که در مباحث ادیبانه حاضر میشد، به کلامش لحنی خشک و نهچندان دلنشین میبخشید. حضور در جمع اغلب او را پریشان میکرد؛ به لکنت میافتاد، رنگپریده و مضطرب میشد و حرکاتش حالتی تصنعی و رنجآور مییافت. مشاهده چنین رفتاری در نگاه نخست این تصور را ایجاد میکرد که او انسانی شکننده و ناسازگار با فشارهای شدید است، مگر آنکه نگاهی تیزبین و شهودی به ژرفای روان او انداخته میشد.
کلایست، با وجود ظاهر شکنندهاش، یکی از بزرگترین و شجاعترین نویسندگان زبان آلمانی به شمار میرود؛ نویسندهای بیهمتا و قیاسناپذیر، چه در عرصه نمایشنامهنویسی و چه در حوزه روایتگری. او از چارچوبهای مرسوم و تقلید از سرمشقهای سنتی فراتر میرفت و توانایی هنری خود را بیپروا در پرداخت موضوعاتی شگفتانگیز و گاه تا مرز جنون و شوریدگی صرف میکرد. به همین دلیل، آثار کلایست همواره جایگاهی یگانه در ادبیات آلمانی و جهان داشته و همچنان الهامبخش و ستایشبرانگیز باقی ماندهاند.
شاهکار درخشان ادبیات آلمانی با نام «میشاییل کولهاس» داستانی است از ظلم، عدالت و مبارزه بیوقفه. در این روایت تأثیرگذار، به مایکل کولهاس ستمی بزرگ روا میشود؛ بهترین اسبهای او به ناحق مصادره شده و به بدترین شکل با آنها رفتار میگردد. اما این آغاز رنجهای اوست؛ خدمتکارانش مورد ضرب و جرح قرار میگیرند، همسرش جان خود را از دست میدهد و شکایتهای پیگیریشدهاش یکی پس از دیگری متوقف میشوند. با وجود همه این ناملایمات، کولهاس مصمم است که به هر هزینهای عدالت را به دست آورد. او با پایداری و سرسختی در برابر دستگاه سرد و پیچیده بوروکراسی امپراتوری میایستد و به نمادی رامنشدنی از مقاومت در برابر ظلم و بیعدالتی تبدیل میشود؛ شخصیتی که خواننده را از نخستین صفحه تا پایان همراه خود میکشد.
این رمان کوتاه که نخستینبار در سال ۱۸۱۰ به زبان آلمانی منتشر شد، اکنون در ترجمهای تازه و درخشان از مایکل هافمن، مترجم نامدار و برنده جوایز معتبر، در دسترس خوانندگان قرار گرفته است. مجموعهای که این کتاب در آن گنجانده شده است شامل سه داستان دیگر با عناوین «گندهپیر لوکارنو»، «زلزله در شیلی» و «مارکوئیز فون اُ» نیز میشود.
خالق این اثر، هاینریش فون کلایست، فرزند یکی از خانوادههای اشرافی نظامی ایالت براندنبورگ بود. او جوانی بود با چهرهای کودکانه و رفتاری نامتعارف که چندان خوشایند نمینمود؛ شخصیتی افسردهخو، عبوس و کمحرف که ناتوانیهای زبانیاش گفتوگوهای آزاد را برایش دشوار میکرد. همین نقص در بیان، حتی زمانی که در مباحث ادیبانه حاضر میشد، به کلامش لحنی خشک و نهچندان دلنشین میبخشید. حضور در جمع اغلب او را پریشان میکرد؛ به لکنت میافتاد، رنگپریده و مضطرب میشد و حرکاتش حالتی تصنعی و رنجآور مییافت. مشاهده چنین رفتاری در نگاه نخست این تصور را ایجاد میکرد که او انسانی شکننده و ناسازگار با فشارهای شدید است، مگر آنکه نگاهی تیزبین و شهودی به ژرفای روان او انداخته میشد.
کلایست، با وجود ظاهر شکنندهاش، یکی از بزرگترین و شجاعترین نویسندگان زبان آلمانی به شمار میرود؛ نویسندهای بیهمتا و قیاسناپذیر، چه در عرصه نمایشنامهنویسی و چه در حوزه روایتگری. او از چارچوبهای مرسوم و تقلید از سرمشقهای سنتی فراتر میرفت و توانایی هنری خود را بیپروا در پرداخت موضوعاتی شگفتانگیز و گاه تا مرز جنون و شوریدگی صرف میکرد. به همین دلیل، آثار کلایست همواره جایگاهی یگانه در ادبیات آلمانی و جهان داشته و همچنان الهامبخش و ستایشبرانگیز باقی ماندهاند.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب میشائیل کلهاس اثر هاینریش فون کلایست، ترجمه محمود حدادی، انتشارات ماهی
و سه داستان دیگر

