کتاب شب جنایتکاران اثر خوزه ترایانا، ترجمه عدنان غریفی، انتشارات روزنه

کتاب شب جنایتکاران اثر خوزه ترایانا، ترجمه عدنان غریفی، انتشارات روزنه
ناشر : روزنه

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
1397سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
نمایشنامهای دوپردهای
عنوان: خانهای بدون سایه
پردهی نخست: شورش در خانه
صحنه با فضایی سنگین آغاز میشود. فرزندان در گوشهوکنار خانه جمع شدهاند و نگاههای مضطربشان در هالهای از خشم و عصیان فرو رفته است. قوانین سختگیرانه و اخلاق خشک والدین، همچون دیواری بلند نفس آنان را بریده و روزمرگیِ خانه را به زندانی بیروزن بدل کرده است. هرکدام از فرزندان در دل خویش سالها بغضی پنهان انباشتهاند که دیگر تاب فروخوردن آن را ندارند.
یکی از فرزندان با صدایی لرزان اما قاطع، از ضرورت شکستن این حلقهی سنگین و نابودی قوانین کهنه سخن میگوید. دیگری یادآوری میکند که این ضوابط ظاهراً اخلاقی، درواقع دیواری برای خاموشی اندیشه و آزادی بودهاند. لحظه به لحظه بر التهاب صحنه افزوده میشود؛ کلمات، جای فریاد را میگیرند و خشمِ دیرینه به تصمیمی بیبازگشت بدل میشود. در اوج این شورش، فرزندان علیه پدر و مادر میایستند و با حرکتی خشونتبار و ناگهانی، زندگی والدین را پایان میدهند. سکوتی سنگین بر خانه سایه میافکند.
پردهی دوم: بازآفرینی نقشها
فضا تاریک است و تنها نور اندکی از چراغی خاموشنما بر صورت فرزندان افتاده. اکنون آنان نه تنها بدون والدین، بلکه در جایگاه پدر و مادر مقتول جای میگیرند. هر یک از فرزندان در حرکتی نمایشی، تلاش میکند نقش والدین را تقلید کند: سخن گفتن با همان لحن، راه رفتن با همان وقار تحمیلی، و حتی تکرار همان دستورها و نصیحتهای خشک.
در این بازآفرینی، چرایی وقوع حادثه آشکار میشود. فرزندان درمییابند که خشونت آنان زادهی فشار همان الگوهای رفتاری بوده است. تضاد میان میل به آزادی و سایهی سنگین اخلاق تحمیلی، بهانهای شد برای گسستن بندها و انتخاب مرگ به جای سکوت. آنان در تقلید از پدر و مادر، گویی به آینهای نگاه میکنند که حقیقت تلخ وجودشان را بازمیتاباند؛ حقیقتی که نشان میدهد قربانی و قاتل، در نهایت از یک ریشهاند.
صحنه با پرسشی بیپاسخ پایان مییابد: آیا فرزندان در نقش تازهی خود دوباره همان چرخهی سلطه و سرکوب را تکرار خواهند کرد، یا این بار مسیر دیگری را برخواهند گزید؟
پایان پردهی دوم.
نمایشنامهای دوپردهای
عنوان: خانهای بدون سایه
پردهی نخست: شورش در خانه
صحنه با فضایی سنگین آغاز میشود. فرزندان در گوشهوکنار خانه جمع شدهاند و نگاههای مضطربشان در هالهای از خشم و عصیان فرو رفته است. قوانین سختگیرانه و اخلاق خشک والدین، همچون دیواری بلند نفس آنان را بریده و روزمرگیِ خانه را به زندانی بیروزن بدل کرده است. هرکدام از فرزندان در دل خویش سالها بغضی پنهان انباشتهاند که دیگر تاب فروخوردن آن را ندارند.
یکی از فرزندان با صدایی لرزان اما قاطع، از ضرورت شکستن این حلقهی سنگین و نابودی قوانین کهنه سخن میگوید. دیگری یادآوری میکند که این ضوابط ظاهراً اخلاقی، درواقع دیواری برای خاموشی اندیشه و آزادی بودهاند. لحظه به لحظه بر التهاب صحنه افزوده میشود؛ کلمات، جای فریاد را میگیرند و خشمِ دیرینه به تصمیمی بیبازگشت بدل میشود. در اوج این شورش، فرزندان علیه پدر و مادر میایستند و با حرکتی خشونتبار و ناگهانی، زندگی والدین را پایان میدهند. سکوتی سنگین بر خانه سایه میافکند.
پردهی دوم: بازآفرینی نقشها
فضا تاریک است و تنها نور اندکی از چراغی خاموشنما بر صورت فرزندان افتاده. اکنون آنان نه تنها بدون والدین، بلکه در جایگاه پدر و مادر مقتول جای میگیرند. هر یک از فرزندان در حرکتی نمایشی، تلاش میکند نقش والدین را تقلید کند: سخن گفتن با همان لحن، راه رفتن با همان وقار تحمیلی، و حتی تکرار همان دستورها و نصیحتهای خشک.
در این بازآفرینی، چرایی وقوع حادثه آشکار میشود. فرزندان درمییابند که خشونت آنان زادهی فشار همان الگوهای رفتاری بوده است. تضاد میان میل به آزادی و سایهی سنگین اخلاق تحمیلی، بهانهای شد برای گسستن بندها و انتخاب مرگ به جای سکوت. آنان در تقلید از پدر و مادر، گویی به آینهای نگاه میکنند که حقیقت تلخ وجودشان را بازمیتاباند؛ حقیقتی که نشان میدهد قربانی و قاتل، در نهایت از یک ریشهاند.
صحنه با پرسشی بیپاسخ پایان مییابد: آیا فرزندان در نقش تازهی خود دوباره همان چرخهی سلطه و سرکوب را تکرار خواهند کرد، یا این بار مسیر دیگری را برخواهند گزید؟
پایان پردهی دوم.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب شب جنایتکاران اثر خوزه ترایانا، ترجمه عدنان غریفی، انتشارات روزنه

