کتاب بازی سفید اثر یون فوسه، ترجمه مهرداد بازیاری، انتشارات وال

کتاب بازی سفید اثر یون فوسه، ترجمه مهرداد بازیاری، انتشارات وال
ناشر : وال

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
پالتوییقطع
شومیزنوع جلد
1404سال انتشار شمسی
کتاب «بازی سفید» نوشتهی یون فوسه، نویسندهی نروژی و برندهی جایزهی نوبل ادبیات سال ۲۰۲۳، اثری کوتاه و عمیق است که در همان سال منتشر شد. این داستان از زبان راویای بینام روایت میشود که روزی بدون هدف مشخص، سوار بر خودرو، در جادهای خلوت به راه میافتد. مسیرش او را به جادهای فرعی و سپس به دل جنگلی میکشاند که هرچه پیشتر میرود، برف و تاریکی در آن شدت بیشتری میگیرد. هنگامی که خودرو در گل فرو میرود، تصمیم میگیرد پیاده ادامه دهد و راهش را در دل جنگل دنبال کند.
از همان آغاز آشکار است که این سفر بیرونی، در نهاد خود بازتابی از سفری درونی است؛ نوعی حرکت میان آگاهی و ناآگاهی. روند روایت کمکم از ماجرایی ساده به تأملی عمیق در باب زندگی، مرگ و معنای هستی بدل میشود. راوی در حین قدمزدن در برف، غرق در اندیشههایی دوسوگرا دربارهی هدف زندگی، ترس از پایان و چرایی بودن میشود. او نمیداند به کجا میرود یا چرا باید ادامه دهد، اما نیرویی درونی – شاید نوعی میل به رویارویی با پایان – او را پیش میبرد.
در این مسیر، مرز میان واقعیت و خیال به تدریج رنگ میبازد. تجربههایی برایش رخ میدهد که معلوم نیست واقعیاند یا زادهی ذهنش. یکی از صحنههای کلیدی داستان هنگامی است که راوی در میان تاریکی مطلق، با نوری سفید و پیکری انسانیگونه روبهرو میشود. این نور نزدیک میآید، او را لمس میکند و سپس ناپدید میشود. صدایی از دور شنیده میشود؛ شاید نشانی از حضور آدمی دیگر، یا صرفاً پژواکی از ذهن راوی. فوسه در این بخش با پرهیز از هرگونه توضیح مستقیم، فضای تعلیق میان ماده و معنا، زندگی و مرگ را حفظ میکند؛ گویی راوی در مرز میان رفتن و ماندن سرگردان است.
زبان «بازی سفید» ساده اما تکرارشونده و آهنگین است. ساختار داستان بیش از آنکه به روایت خطی شبیه باشد، یادآور جریان سیال ذهن است. فوسه با بهرهگیری از ریتم کند، تکرار واژهها و توصیف مکرر سکوت، نوعی حس زمانپریشی و گمگشتگی در خواننده ایجاد میکند. برف، تاریکی و جنگل در این اثر صرفاً پسزمینهی رویدادها نیستند، بلکه بازتابی از روان شخصیت اصلیاند؛ نمادهایی از سردرگمی، انزوا، و میل عمیق انسان به روشنایی و رهایی.
کتاب «بازی سفید» نوشتهی یون فوسه، نویسندهی نروژی و برندهی جایزهی نوبل ادبیات سال ۲۰۲۳، اثری کوتاه و عمیق است که در همان سال منتشر شد. این داستان از زبان راویای بینام روایت میشود که روزی بدون هدف مشخص، سوار بر خودرو، در جادهای خلوت به راه میافتد. مسیرش او را به جادهای فرعی و سپس به دل جنگلی میکشاند که هرچه پیشتر میرود، برف و تاریکی در آن شدت بیشتری میگیرد. هنگامی که خودرو در گل فرو میرود، تصمیم میگیرد پیاده ادامه دهد و راهش را در دل جنگل دنبال کند.
از همان آغاز آشکار است که این سفر بیرونی، در نهاد خود بازتابی از سفری درونی است؛ نوعی حرکت میان آگاهی و ناآگاهی. روند روایت کمکم از ماجرایی ساده به تأملی عمیق در باب زندگی، مرگ و معنای هستی بدل میشود. راوی در حین قدمزدن در برف، غرق در اندیشههایی دوسوگرا دربارهی هدف زندگی، ترس از پایان و چرایی بودن میشود. او نمیداند به کجا میرود یا چرا باید ادامه دهد، اما نیرویی درونی – شاید نوعی میل به رویارویی با پایان – او را پیش میبرد.
در این مسیر، مرز میان واقعیت و خیال به تدریج رنگ میبازد. تجربههایی برایش رخ میدهد که معلوم نیست واقعیاند یا زادهی ذهنش. یکی از صحنههای کلیدی داستان هنگامی است که راوی در میان تاریکی مطلق، با نوری سفید و پیکری انسانیگونه روبهرو میشود. این نور نزدیک میآید، او را لمس میکند و سپس ناپدید میشود. صدایی از دور شنیده میشود؛ شاید نشانی از حضور آدمی دیگر، یا صرفاً پژواکی از ذهن راوی. فوسه در این بخش با پرهیز از هرگونه توضیح مستقیم، فضای تعلیق میان ماده و معنا، زندگی و مرگ را حفظ میکند؛ گویی راوی در مرز میان رفتن و ماندن سرگردان است.
زبان «بازی سفید» ساده اما تکرارشونده و آهنگین است. ساختار داستان بیش از آنکه به روایت خطی شبیه باشد، یادآور جریان سیال ذهن است. فوسه با بهرهگیری از ریتم کند، تکرار واژهها و توصیف مکرر سکوت، نوعی حس زمانپریشی و گمگشتگی در خواننده ایجاد میکند. برف، تاریکی و جنگل در این اثر صرفاً پسزمینهی رویدادها نیستند، بلکه بازتابی از روان شخصیت اصلیاند؛ نمادهایی از سردرگمی، انزوا، و میل عمیق انسان به روشنایی و رهایی.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب بازی سفید اثر یون فوسه، ترجمه مهرداد بازیاری، انتشارات وال

