کتاب سگ اثر اریک امانوئل اشمیت، ترجمه سروش حبیبی، انتشارات نیلوفر

کتاب سگ اثر اریک امانوئل اشمیت، ترجمه سروش حبیبی، انتشارات نیلوفر
ناشر : نیلوفر

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۱سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
کتاب «سگ» داستانی بلند از «اریک امانوئل اشمیت» است که روایت زندگی پزشک هشتادسالهای به نام ساموئل را بازگو میکند. ساموئل پس از مرگ همسرش، با سگی از نژاد «بوسرون» زندگی میگذراند، اما با مرگ آن سگ، از همان نژاد حیوان دیگری را جایگزین میکند. او به شدت به دنیای سگها وابسته است و این وابستگی، بریدگی او از انسانها را پر میکند.
اشمیت در آغاز کتاب، به شباهتهای فراوان میان ساموئل و سگش اشاره میکند؛ از لباس مخملبافت دکتر و پوستین سگ گرفته تا دستکشهای او و انتهای پاهای حیوان که گویی دستکش به دست دارد. همچنین، شالگردن زرد ساموئل با لکه زرد روی گردن سگش، نمادی از همانندی میان انسان و حیوان در نگاه نویسنده است.
در طول داستان، ساموئل چندین سگ را از دست میدهد؛ اما مرگ آخرین سگش او را به نقطهای بحرانی میرساند. این بار، سگ در تصادفی با کامیون جان میبازد و هنگامی که ساموئل بالای پیکر بیجان او میرسد، با عصبانیت و اندوهی عمیق به آسمان نگاه میکند و از شدت خشم به زمین تف میاندازد. این حادثه چنان تأثیری بر او میگذارد که دیگر تاب تحمل فقدان را ندارد و در نهایت دست به خودکشی میزند.
بخش پایانی کتاب به نامهای اختصاص دارد که ساموئل پس از مرگ برای دخترش بر جای گذاشته است. در این نامه، خواننده وارد دنیای درونی او میشود و از رنجهای پنهانش آگاه میگردد. ساموئل که در زندگیاش بارها از سوی اطرافیان تحقیر شده بود، فراموش کرده بود که همچنان انسانی ارزشمند است؛ اما رابطهاش با سگ، حس انسانبودن را دوباره در او بیدار میکند. حتی زمانی که تصمیم میگیرد از کسانی که خانوادهاش را به نازیها لو دادهاند انتقام بگیرد، این سگ است که او را از خشم بازمیدارد و یادآور انسانیت درونیاش میشود.
کتاب «سگ» داستانی بلند از «اریک امانوئل اشمیت» است که روایت زندگی پزشک هشتادسالهای به نام ساموئل را بازگو میکند. ساموئل پس از مرگ همسرش، با سگی از نژاد «بوسرون» زندگی میگذراند، اما با مرگ آن سگ، از همان نژاد حیوان دیگری را جایگزین میکند. او به شدت به دنیای سگها وابسته است و این وابستگی، بریدگی او از انسانها را پر میکند.
اشمیت در آغاز کتاب، به شباهتهای فراوان میان ساموئل و سگش اشاره میکند؛ از لباس مخملبافت دکتر و پوستین سگ گرفته تا دستکشهای او و انتهای پاهای حیوان که گویی دستکش به دست دارد. همچنین، شالگردن زرد ساموئل با لکه زرد روی گردن سگش، نمادی از همانندی میان انسان و حیوان در نگاه نویسنده است.
در طول داستان، ساموئل چندین سگ را از دست میدهد؛ اما مرگ آخرین سگش او را به نقطهای بحرانی میرساند. این بار، سگ در تصادفی با کامیون جان میبازد و هنگامی که ساموئل بالای پیکر بیجان او میرسد، با عصبانیت و اندوهی عمیق به آسمان نگاه میکند و از شدت خشم به زمین تف میاندازد. این حادثه چنان تأثیری بر او میگذارد که دیگر تاب تحمل فقدان را ندارد و در نهایت دست به خودکشی میزند.
بخش پایانی کتاب به نامهای اختصاص دارد که ساموئل پس از مرگ برای دخترش بر جای گذاشته است. در این نامه، خواننده وارد دنیای درونی او میشود و از رنجهای پنهانش آگاه میگردد. ساموئل که در زندگیاش بارها از سوی اطرافیان تحقیر شده بود، فراموش کرده بود که همچنان انسانی ارزشمند است؛ اما رابطهاش با سگ، حس انسانبودن را دوباره در او بیدار میکند. حتی زمانی که تصمیم میگیرد از کسانی که خانوادهاش را به نازیها لو دادهاند انتقام بگیرد، این سگ است که او را از خشم بازمیدارد و یادآور انسانیت درونیاش میشود.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب سگ اثر اریک امانوئل اشمیت، ترجمه سروش حبیبی، انتشارات نیلوفر

