کتاب مسخ و در تبعیدگاه محکومان اثر دیوید فار، ترجمه حمید احیاء، انتشارات نیلا
کافکا بر صحنه 1

کتاب مسخ و در تبعیدگاه محکومان اثر دیوید فار، ترجمه حمید احیاء، انتشارات نیلا
کافکا بر صحنه 1
ناشر : نیلا

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
پالتوییقطع
شومیزنوع جلد
1404سال انتشار شمسی
نمایشنامهی «مسخ و در تبعیدگاه محکومان» که در سال ۲۰۰۷ در مجموعهی «نمایشنامههای مدرن اوبرون» منتشر شده، اقتباسی صحنهای از رمان کوتاه «مسخ» نوشتهی فرانتس کافکا است. این اثر در همکاری میان دیوید فار و گیسلی اورن گارداسون خلق شده و بر پایهی اجرای درخشان گروه تئاتر ایسلندی «وستورپورت» و تئاتر «لیریک همرسمیت» شکل گرفته است. این نمایشنامه یکی از شناختهشدهترین بازآفرینیهای معاصر آثار کافکا برای تئاتر مدرن به شمار میآید.
متن اجرایی «مسخ و در تبعیدگاه محکومان» حجمی اندک اما ساختاری کاملاً فیزیکی و تأثیرگذار دارد. نمایش بیش از آنکه به بازگویی صرف داستان متکی باشد، بر تجربهی زیستهی بدن، احساس فضا و مفهوم انزوا تمرکز میکند. درونمایهی داستان همان روایت آشنای کافکایی است؛ گرگور سامسا، فروشندهای دورهگرد و مطیع، یک صبح از خواب برمیخیزد و درمییابد که به موجودی حشرهمانند تبدیل شده است. این دگرگونی ناگهانی نهتنها بدن او، بلکه جایگاهش در خانواده و جامعه را نیز فرو میپاشد.
در اقتباس نمایشی، برخلاف نثر کافکا، گفتار درونی حذف شده و روایت از زبان بدن، حرکت و رابطهی فضایی میان شخصیتها بیان میشود. گرگور در این اجرا کمتر «سخن میگوید» و بیشتر «زیسته میشود». تماشاگر تحول او را نه از راه کلام، بلکه از طریق دیدن تقلا، خزیدن، آویختن از دیوارها و فروپاشی تدریجی بدن در صحنه درک میکند.
اعضای خانوادهی سامسا در آغاز با ترس و ناباوری میکوشند وضعیت را تاب بیاورند، اما بهتدریج دلسوزی جای خود را به انزجار و طرد میدهد. پدر، مادر و بهویژه خواهرش گرت، که در ابتدا نقش مراقب او را دارد، آرامآرام درمییابند که دیگر نمیتوانند گرگور را تحمل کنند. نمایشنامه با کنار گذاشتن توضیحهای روانشناختی مستقیم، این گذار را در سطح رفتار، فاصلهگذاری فیزیکی و خشونتهای کوچک روزمره نشان میدهد.
بدن دگرگونشدهی گرگور به نمادی از میزان تابآوری خانواده بدل میشود. یکی از جنبههای برجستهی این اقتباس تأکید بر منطق اقتصادی مدرن است؛ جایی که ارزش انسان به قدرت تولید و سودمندی او گره خورده است. گرگور تا هنگامی پذیرفته میشود که نانآور خانه است، اما با ازدستدادن توان کار، به باری اضافی تبدیل میگردد. این نگاه بیرحمانه در اجرای صحنهای با جلوههای بصری خشن و حذف تدریجی حضور گرگور، بهروشنی نمایش داده میشود و نمایش را به تمثیلی از مناسبات سرمایهداری، بهرهکشی و روند غیرانسانیشدن پیوند میدهد.
از نظر اجرایی، این اثر به تئاتر فیزیکی و بصری نزدیک است. طراحی صحنه بهجای واقعگرایی، بر بدن بازیگر متمرکز شده است. حرکات آکروباتیک، انقباضهای اغراقآمیز و تعامل نامتعارف بازیگر با فضا، احساس بیگانگی و وضعیت غیرانسانی گرگور را القا میکند. همین انتخاب جسورانه، نمایش را از بازنمایی صرف دور کرده و آن را به تجربهای حسی، ملموس و تکاندهنده بدل ساخته است.
در مجموع، نمایشنامهی «مسخ و در تبعیدگاه محکومان» در نسخهی اوبرون، اقتباسی است وفادار به روح آثار کافکا و در عین حال نوآور در بیان تئاتری. این اثر با نگاهی فلسفی، بیگانگی انسان، فروپاشی روابط خانوادگی و خشونت پنهان در نظم اقتصادی را با زبانی فیزیکی و بیرحمانه بر صحنه میآورد. برای دوستداران تئاتر مدرن، اقتباسهای فلسفی و دنیای کافکا، «مسخ و در تبعیدگاه محکومان» اثری کوتاه، تأثیرگذار و ماندگار است.
نمایشنامهی «مسخ و در تبعیدگاه محکومان» که در سال ۲۰۰۷ در مجموعهی «نمایشنامههای مدرن اوبرون» منتشر شده، اقتباسی صحنهای از رمان کوتاه «مسخ» نوشتهی فرانتس کافکا است. این اثر در همکاری میان دیوید فار و گیسلی اورن گارداسون خلق شده و بر پایهی اجرای درخشان گروه تئاتر ایسلندی «وستورپورت» و تئاتر «لیریک همرسمیت» شکل گرفته است. این نمایشنامه یکی از شناختهشدهترین بازآفرینیهای معاصر آثار کافکا برای تئاتر مدرن به شمار میآید.
متن اجرایی «مسخ و در تبعیدگاه محکومان» حجمی اندک اما ساختاری کاملاً فیزیکی و تأثیرگذار دارد. نمایش بیش از آنکه به بازگویی صرف داستان متکی باشد، بر تجربهی زیستهی بدن، احساس فضا و مفهوم انزوا تمرکز میکند. درونمایهی داستان همان روایت آشنای کافکایی است؛ گرگور سامسا، فروشندهای دورهگرد و مطیع، یک صبح از خواب برمیخیزد و درمییابد که به موجودی حشرهمانند تبدیل شده است. این دگرگونی ناگهانی نهتنها بدن او، بلکه جایگاهش در خانواده و جامعه را نیز فرو میپاشد.
در اقتباس نمایشی، برخلاف نثر کافکا، گفتار درونی حذف شده و روایت از زبان بدن، حرکت و رابطهی فضایی میان شخصیتها بیان میشود. گرگور در این اجرا کمتر «سخن میگوید» و بیشتر «زیسته میشود». تماشاگر تحول او را نه از راه کلام، بلکه از طریق دیدن تقلا، خزیدن، آویختن از دیوارها و فروپاشی تدریجی بدن در صحنه درک میکند.
اعضای خانوادهی سامسا در آغاز با ترس و ناباوری میکوشند وضعیت را تاب بیاورند، اما بهتدریج دلسوزی جای خود را به انزجار و طرد میدهد. پدر، مادر و بهویژه خواهرش گرت، که در ابتدا نقش مراقب او را دارد، آرامآرام درمییابند که دیگر نمیتوانند گرگور را تحمل کنند. نمایشنامه با کنار گذاشتن توضیحهای روانشناختی مستقیم، این گذار را در سطح رفتار، فاصلهگذاری فیزیکی و خشونتهای کوچک روزمره نشان میدهد.
بدن دگرگونشدهی گرگور به نمادی از میزان تابآوری خانواده بدل میشود. یکی از جنبههای برجستهی این اقتباس تأکید بر منطق اقتصادی مدرن است؛ جایی که ارزش انسان به قدرت تولید و سودمندی او گره خورده است. گرگور تا هنگامی پذیرفته میشود که نانآور خانه است، اما با ازدستدادن توان کار، به باری اضافی تبدیل میگردد. این نگاه بیرحمانه در اجرای صحنهای با جلوههای بصری خشن و حذف تدریجی حضور گرگور، بهروشنی نمایش داده میشود و نمایش را به تمثیلی از مناسبات سرمایهداری، بهرهکشی و روند غیرانسانیشدن پیوند میدهد.
از نظر اجرایی، این اثر به تئاتر فیزیکی و بصری نزدیک است. طراحی صحنه بهجای واقعگرایی، بر بدن بازیگر متمرکز شده است. حرکات آکروباتیک، انقباضهای اغراقآمیز و تعامل نامتعارف بازیگر با فضا، احساس بیگانگی و وضعیت غیرانسانی گرگور را القا میکند. همین انتخاب جسورانه، نمایش را از بازنمایی صرف دور کرده و آن را به تجربهای حسی، ملموس و تکاندهنده بدل ساخته است.
در مجموع، نمایشنامهی «مسخ و در تبعیدگاه محکومان» در نسخهی اوبرون، اقتباسی است وفادار به روح آثار کافکا و در عین حال نوآور در بیان تئاتری. این اثر با نگاهی فلسفی، بیگانگی انسان، فروپاشی روابط خانوادگی و خشونت پنهان در نظم اقتصادی را با زبانی فیزیکی و بیرحمانه بر صحنه میآورد. برای دوستداران تئاتر مدرن، اقتباسهای فلسفی و دنیای کافکا، «مسخ و در تبعیدگاه محکومان» اثری کوتاه، تأثیرگذار و ماندگار است.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب مسخ و در تبعیدگاه محکومان اثر دیوید فار، ترجمه حمید احیاء، انتشارات نیلا
کافکا بر صحنه 1
