کتاب درختها و قتل مرزوق اثر عبدالرحمن منیف، ترجمه موسی اسوار، انتشارات هرمس

کتاب درختها و قتل مرزوق اثر عبدالرحمن منیف، ترجمه موسی اسوار، انتشارات هرمس
ناشر : هرمس

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
پالتوییقطع
شومیزنوع جلد
1403سال انتشار شمسی
رمان «درختها و قتل مرزوق» نخستین و شناختهشدهترین اثر عبدالرحمان منیف، نویسندۀ برجستۀ جهان عرب است. این کتاب در سال ۱۳۵۲ (۱۹۷۳ میلادی) منتشر شد و به سرعت با استقبال چشمگیر مخاطبان و تحسین گستردۀ منتقدان روبهرو گشت. ویژگی اصلی آثار منیف، بازتاب واقعیتهای تلخ سیاسی و اجتماعی جهان عرب، بهویژه در کشورهای استبدادزده است؛ جایی که دیکتاتورها با سرکوب و اختناق، ارادۀ خود را بر سرنوشت مردم تحمیل میکنند. همین موضوع یکی از هستههای مرکزی اندیشۀ منیف در این رمان نیز به شمار میآید. او در «درختها و قتل مرزوق» وضعیت انسان معاصر را در جهانی روایت میکند که آزادیهای فردی سرکوب شده و امکان مشارکت در ساختن جامعه از میان رفته است.
این رمان در دو فصل روایت میشود. فصل نخست در کوپهی قطاری شکل میگیرد که به سمت مرز حرکت میکند و در آن دو شخصیت اصلی، الیاس و منصور، معرفی میشوند. محور روایت در این بخش بر دوش الیاس است؛ مردی که برای گذران زندگی به دستفروشی و دورهگردی روی آورده است. همسفر او، منصور –راوی رمان– از زندگی الیاس میپرسد و او قصهای طولانی و پرحادثه روایت میکند. داستان زندگی الیاس شباهت بسیاری به سرگذشت افسانهای سندباد دارد؛ او با بلندپروازی تصمیم به سفر میگیرد و مسیرهای دشوار و طولانی در پیش مینهد. الیاس اهل قمار است، هر شب پای بازی مینشیند و گاهی برنده میشود، اما روایت شکستها و باختهایش است که خواندنی و پرکشش جلوه میکند.
در فصل دوم، روایت به منصور سپرده میشود. او که پیشتر استاد دانشگاه بوده، تجربههای خود را در شهرکی بازگو میکند که به نمادی از ناکجاآبادی استبدادزده بدل شده است؛ جایی که دیکتاتوری در تمام اجزای آن ریشه دوانده. سرنوشت الیاس و منصور بهرغم تفاوتهایشان در یک نقطه مشترک میشود: هر دو درگیر زیستن در جامعهای ویرانشهری (دیستوپیایی) هستند که آنها را پس زده و اکنون به انسانهایی بیوطن تبدیل کرده است.
منیف در این اثر جهانی را ترسیم میکند که از یکسو خانه و زادگاه انسانهاست و از سوی دیگر سرچشمۀ شرارتها؛ جهانی که فرزندانش را از خود میراند. الیاس بهرغم رنجها و مصیبتهایش، هنوز خود را متعلق به زادگاه نفرینشده و مردمانش میداند و دل کندن از آن را برنمیتابد. در مقابل، شهری که منصور در آن زندگی کرده، با وجود ظاهر مدرنش، همچنان زیر سلطۀ خشونتهای آشکار و پنهان دستوپا میزند.
«درختها و قتل مرزوق» بازتاب سرنوشت نسلی است که پس از جنگ جهانی دوم زیسته و در گیرودار دیکتاتوری، سرکوب و بیوطنی پرورده شده است. الیاس و منصور –با وجود تمام تفاوتها– تجربهای مشترک دارند: غریب ماندن در وطن. این احساس بیوطنی و سرخوردگی، تصویری از وضعیت انسان معاصر در جهان عرب ارائه میدهد؛ انسانی که در سیطرۀ خشونت و استبداد، شکستهای درونیاش را نیز تجربه میکند.
این رمان برجسته نهتنها یکی از نمونههای شاخص ادبیات عرب معاصر است، بلکه برای علاقهمندان به رمانهای اجتماعی و سیاسی اثری خواندنی و ماندگار به شمار میآید. «درختها و قتل مرزوق» با روایتهایی پرکشش و زبان انتقادیاش، جایگاهی ویژه در ادبیات جهان عرب دارد و مطالعهاش برای هر خوانندۀ جدی آثار ادبی غنی و لذتبخش خواهد بود.
رمان «درختها و قتل مرزوق» نخستین و شناختهشدهترین اثر عبدالرحمان منیف، نویسندۀ برجستۀ جهان عرب است. این کتاب در سال ۱۳۵۲ (۱۹۷۳ میلادی) منتشر شد و به سرعت با استقبال چشمگیر مخاطبان و تحسین گستردۀ منتقدان روبهرو گشت. ویژگی اصلی آثار منیف، بازتاب واقعیتهای تلخ سیاسی و اجتماعی جهان عرب، بهویژه در کشورهای استبدادزده است؛ جایی که دیکتاتورها با سرکوب و اختناق، ارادۀ خود را بر سرنوشت مردم تحمیل میکنند. همین موضوع یکی از هستههای مرکزی اندیشۀ منیف در این رمان نیز به شمار میآید. او در «درختها و قتل مرزوق» وضعیت انسان معاصر را در جهانی روایت میکند که آزادیهای فردی سرکوب شده و امکان مشارکت در ساختن جامعه از میان رفته است.
این رمان در دو فصل روایت میشود. فصل نخست در کوپهی قطاری شکل میگیرد که به سمت مرز حرکت میکند و در آن دو شخصیت اصلی، الیاس و منصور، معرفی میشوند. محور روایت در این بخش بر دوش الیاس است؛ مردی که برای گذران زندگی به دستفروشی و دورهگردی روی آورده است. همسفر او، منصور –راوی رمان– از زندگی الیاس میپرسد و او قصهای طولانی و پرحادثه روایت میکند. داستان زندگی الیاس شباهت بسیاری به سرگذشت افسانهای سندباد دارد؛ او با بلندپروازی تصمیم به سفر میگیرد و مسیرهای دشوار و طولانی در پیش مینهد. الیاس اهل قمار است، هر شب پای بازی مینشیند و گاهی برنده میشود، اما روایت شکستها و باختهایش است که خواندنی و پرکشش جلوه میکند.
در فصل دوم، روایت به منصور سپرده میشود. او که پیشتر استاد دانشگاه بوده، تجربههای خود را در شهرکی بازگو میکند که به نمادی از ناکجاآبادی استبدادزده بدل شده است؛ جایی که دیکتاتوری در تمام اجزای آن ریشه دوانده. سرنوشت الیاس و منصور بهرغم تفاوتهایشان در یک نقطه مشترک میشود: هر دو درگیر زیستن در جامعهای ویرانشهری (دیستوپیایی) هستند که آنها را پس زده و اکنون به انسانهایی بیوطن تبدیل کرده است.
منیف در این اثر جهانی را ترسیم میکند که از یکسو خانه و زادگاه انسانهاست و از سوی دیگر سرچشمۀ شرارتها؛ جهانی که فرزندانش را از خود میراند. الیاس بهرغم رنجها و مصیبتهایش، هنوز خود را متعلق به زادگاه نفرینشده و مردمانش میداند و دل کندن از آن را برنمیتابد. در مقابل، شهری که منصور در آن زندگی کرده، با وجود ظاهر مدرنش، همچنان زیر سلطۀ خشونتهای آشکار و پنهان دستوپا میزند.
«درختها و قتل مرزوق» بازتاب سرنوشت نسلی است که پس از جنگ جهانی دوم زیسته و در گیرودار دیکتاتوری، سرکوب و بیوطنی پرورده شده است. الیاس و منصور –با وجود تمام تفاوتها– تجربهای مشترک دارند: غریب ماندن در وطن. این احساس بیوطنی و سرخوردگی، تصویری از وضعیت انسان معاصر در جهان عرب ارائه میدهد؛ انسانی که در سیطرۀ خشونت و استبداد، شکستهای درونیاش را نیز تجربه میکند.
این رمان برجسته نهتنها یکی از نمونههای شاخص ادبیات عرب معاصر است، بلکه برای علاقهمندان به رمانهای اجتماعی و سیاسی اثری خواندنی و ماندگار به شمار میآید. «درختها و قتل مرزوق» با روایتهایی پرکشش و زبان انتقادیاش، جایگاهی ویژه در ادبیات جهان عرب دارد و مطالعهاش برای هر خوانندۀ جدی آثار ادبی غنی و لذتبخش خواهد بود.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب درختها و قتل مرزوق اثر عبدالرحمن منیف، ترجمه موسی اسوار، انتشارات هرمس

